سفارش تبلیغ
مرکز داده تبیان
ابن یاسین
عمل ظرف فهم است . [امام زین العابدین علیه السلام]

ابن یاسین

   1   2      >

شعری که در یادداشت قبل و یادداشت «شهر داغ داغ» آمد از کتاب زخم‌های هلالی از شاعر معاصر آقای جبرئیلی است.


برای اینکه در مورد این کتاب و نویسنده آن بیشتر بدانید در مورد این مطلب نظر بدهید.




حسن اندواری ::: چهارشنبه 30/9/90::: ساعت 12:3 عصر

از عقل‌های ما فراتر بود عباس


حیدر ولی با نام دیگر بود عباس 


 


 پیش برادر روی ماهش رنگ می‌باخت


هر چند سرداری دلاور بود عباس


 


خود را غلام شاه می‌دانست هر چند


رویش زروی ماه بهتر بود عباس


 


یپیش برادر روی ماهش زرد می‌شد


هر چند سرداری دلاور بود عباس


 


یک عمر روی سینه اش دست ادب داشت


هر وقت با زینب برابر بود عباس


 


وقت فرود زینب از روی کجاوه


چون خاک زیر پای خواهر بود عباس


 


لب تشنه بود و لب نزد بر آب هر چند


در علقمه مشکش شناور بود عباس


 


در علقمه مثل برادر تشنه جان داد


چون غیرتش از خون حیدر بود عباس




حسن اندواری ::: چهارشنبه 30/9/90::: ساعت 12:0 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم


قال صاحب منتخب الختوم روی المجلسی عن السجاد(ع) انه اذا کان اول الشهر یوم الاثنین، فابدء بقرائة سورة الواقعه الی الیوم الرابع عشر، کل یوم علی عدد الایام، فتقروها فی الیوم الرابع عشر اربع عشرة مرة، و فی کل خمیس اقرء هذا الدعاء بعد الفراغ من السور مرة ، و هذا العمل لتوسعة الرزق و تسهیل الامور المشکلة واداء الدیون مجرب غیر مرة و لیکتم من الجهال و السفهاء البتة( الدعا)


یا واحد (یا احد) یا ماجد یا جواد ، یا حلیم یا حنان، یا منان یا کریم، اسئلک تحفه من تحفاتک تلمّ بها شعثی، و تقضی بها دینی و تصلح بها شانی برحمتک یا سیدی اللهم ان کان رزقی فی السماء فانزله و ان کان فی الارض فاخرجه و ان کان بعیدا فقرّبه و ان کان قریبا فیسّره، و ان کان قلیلا فکثّره، و ان کان کثیرا فبارک لی فیه، و ارسله علی ایدی خیار خلقک، و لا تحوجنی الی شرار خلقک، و ان لم یکن فکوّنه بکینونیّتک، و وحدانیّتک، الهم انقله الی حیث اکون و لا تنقلنی الیه حیث یکون، انک علی شیئ قدیر ( یا حی یا قیوم، یا واحد یا مجید، یا برّ یا کریم ) یا رحیم یا غنیّ صل علی محمد و آل محمد تمّم علینا نعمتک و هنّئنا کرامتک، و البسنا عافیتک.




حسن اندواری ::: شنبه 25/7/88::: ساعت 10:4 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم


خیابون عجیبیه، نیروگاه رو میگم، هیچ وقت تا آخرش رفتی؟! امروز به خاطر یه تحقیق در مورد چند تا فقیر، افتادم تو نیروگاه و تا آخرش رفتم. اول میدون توحید، بعد میدون شهید امینی بیات، آخرش میدون نبوت،‌ وقتی میدون نبوت رو دیدم به خودم گفتم:‌ خوب اصول دینمون اینجا دوره شد فقط موند معاد، بعد که جلوتر رفتم به معاد هم رسیدم، اون ور راه آهن محله‌های شیخ آباد، علی‌آباد، امین آباد، شاقولو؛ کاری ندارم شما به اون جا چی میگین. من میگم آخر دنیا!! یا اصلاً بگو آخرت، می‌دونی چرا؟ چون آخرت من و تو مسلمون به این بسته است که بدونیم بقیة هم شهری‌ها مسلمونا چی میکشن به اینه که پیش نیاد همسایه‌ات گرسنه بخوابه و تو سیر. اتفاق نیفته که یه مسلمون فریاد بزنه به دادم برسید ولی تو از کنارش رد بشی!


ادامه مطلب...




حسن اندواری ::: پنج شنبه 13/1/88::: ساعت 9:32 عصر

بسم رب الشهدا


اشعار زیر از شاعر خوش ذوق حاج آقا جبرئیلی در مورد امام حسین علیه السلام است که برای بار اول در معرض دید عموم قرار می‌گیرد امیدوارم هم استفاده کنید و هم از نظرات خود ما را بهره‌مند سازید:


کو آنکه اندوه تو را فهمیده باشد            


یک نم ز‌دریای غمت را دیده باشد


در سینه نورانی تو سایه زد شب         


بی ‌آنکه شأنت را ز خود پرسیده باشد


زیباتر از رخسار تو باور ندارم                


در هفت گردون لاله‌ای روئیده باشد


افسوس یک یاغی‌ترین این لاله را چید    


بی‌آنکه از خشم خدا ترسیده باشد


باور ندارم هیچ گلچینی به عالم              


اینگونه گل از باغ هستی چیده باشد


دیدند آن سر همچنان زیباترین است     


هر چند بین خاک و خون غلتیده باشد


بر نیزه بالا رفت آن سر در معابر       


چون حیف بود از چشم‌ها پوشیده باشد


 




حسن اندواری ::: یکشنبه 27/11/87::: ساعت 9:49 عصر

   1   2      >
>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 11


بازدید دیروز: 64


کل بازدید :26559
 
 >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
مدیر وبلاگ : حسن اندواری[39]
نویسندگان وبلاگ :
محمد تقی فضلی (@)[12]

حامد اسد الله زاده[15]

دوست دارم خوب باشم و خوب برم.
 
 
 
 
>>لوگوی دوستان<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<